بایگانی دسته: نرم افزار آزاد/متن باز

یک جلسه خوب

این تیترش را نمی دونستم چی بزارم. اما موضوع مربوط به جلسه دیروز( جلسه ۳۱۲) گروه کاربران لینوکس اصفهانه.  یکی از بنیانگذاران شرکت داه ورزان (parscms) آمد و تجربیات خودش را در مورد توسعه پورتال و علت کوچ به متن باز شرح داد.
سمینار بسیار عالی بود. اولین بار بود یک نفر از بازار یک انتقال تجربه واقعی انجام می ده و البته با دید روشن و زبان گویا.  من خودم نتونستم شرکت کنم در جلسه ولی صدای ضبط شده در جلسه را گوش دادم.
اگه رضایت طرفین بود ترتیبی می دم که روی اینترنت بزاریم  و همه بشنوند.

اما دو نکته توش جالب بود که این چند وقت خودم هم متوجه شده بودم و لی هنوز جدیش نگرفتم و الان جدی شد:

۱- اگه با دیگر نقاط ایران بخای کار کنی، برند اصفهانی دردسر سازه. همه شرکت های موفق اصفهانی با نام غیر اصفهانی فعالیت می کنند.

۲- تشکیل تیم پایدار.  نداشتن تیم و یا تغییر متناوب اعضای تیم یک معضل واقعی برای شرکت هاست

اندر باب گروه‌های کاربری – اینجا جای منه

بعد از چند ماه امروز یه باره احساس کردم باید بنویسم. مشکلی دارم ولی راه حل ندارم. ولی شاید بازگو کردنش مفید باشه.

الان یه مشکل بزرگ توی گروه ها هست. بعضی ها نمی دونند یک گروه مال همه نیست. مال کسایی هست که در موردی خاص نظری مشترک دارند و به خاطر اون گروه تشکیل دادند. گروه کل جامعه نیست. گروه مملکت نیست. گروه بخشی از یک جامعه است. یک جامعه می تونه کلی گروه با نظرهای مختلف و ضد و نقیض داشته باشه. مثلا یک گروه محیط زیستی لزومی نداره تا صنف لوازم اداری را راضی نگه داره و حتی ممکنه در تضاد هم باشند. درسته هر دو در یک مورد مشترک هستند، آن هم درختان و چوبی که از آنها به دست می یاد. یکی حفاظت می کنه و یکی استفاده.

این چندمین باره که یک نفر به من ایراد می گیره که چرا نمی زارید در گروه در مورد نرم افزارهای غیر آزاد سمینار بدیم. یا بیایم یه محصول را روی ویندوز ارائه بدیم. شاید شما خودتون به متن باز اعتقاد دارید بگید، خوب عجب سوالی!!! … خوب چه ربطی به هم داره. دقیقاً از نظر من هم موضوع مشخصی است ولی بعد از کلی توضیح برای دوستان جوابی که این چند وقت گرفتم اینه که «معمولا چیزی که با تعصب همراه باشه مشکل داره» 😀

چیزی که مصلم درک درستی از گروه وجود نداره. ولی این مشکل فقط از درک درست نیست. در بسیاری موراد دشواری تشکیل یک گروه و عدم توانایی در تشکیل یک گروه آدم‌ها را وادار می کنه که به جای تشکیل یک گروه جدید گروه موجود را به سمت مورد نظر خود سوق بدند یا جایگاه نظر خود در گروه باز کنند. مورد دیگه اینه که آنچه تنها شنیده ماست به نظر ما تنها راه پذیرفتنی و درست است. چون چیز دیگه ای ندیدیم با خودمون می گیم: خوب معلومه من نباید چیزی در اختیار مشتریم قرار بدم. حتی برای تبلیغ خودمون هم، این کار به نظرمون نمی رسه. کاری که خیلی از انحصاری کارها انجام می دند، از متن‌باز تنها در بخش‌هایی برای تبلیغ خودشون استفاده می کنند.

 

 

آیا مسؤولین باید متن باز را درک کنند

دو روز پیش جادی عزیز در پادکست شماره بیست و یکم radio geek نامه دوستی را بازگو کرد که از اینکه در یک جمع کثیری از دانشجویان و مهندسین و … در مورد copyleft موضوعی مطرح شده و همه خندیدن و این یک نشان از نابلدی و ناآگاهی بوده.

چون من این موضوع (آگاهی از مفهوم متن باز) برام خیلی مهمه، برام جذاب شد که در موردش یه کوتاه بنویسم.

من وقتی شکایت های اینچنین را می بینم اول از همه یه سوال برام پیش می یاد … آیا اصلا باید می دونستند؟؟؟ جواب این سوال خیلی مهمه چون تکلیف آدم با توقعاتش مشخص می شه.

خوب می خوام از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنم. بزار ببینم داستان نرم افزار آزاد و متن باز به صورت خودمونی چه شکلی بوده.

و اما داستان:
داستان از اینجا شروع می شه که با به وجود آمدن جو ایجاد مجوزهای نرم افزاری و محدودیت های تعریف شده برای آنها، شخصی از شکل گیری ابر شرکتها و ایجاد نرم افزارهایی که انسانها را کنترل می کنند، نگران می شه و حرکتی را آغاز می کنه به نام «نرم افزار آزاد».
بعد جمع دیگری به خاطر دو پهلو بودن کلمه free در «free software» یا همان «نرم افزار آزاد»، و ایجاد شبهات بسیار در مورد «رایگان» بودن یا «آزاد» بودن ، جنبش متن باز را به موازات آن پایه گذاری کردند. در این بین در هر دوی این جنبش ها به این نتیجه رسیدن که برای خط دادن و حفظ این جنبش ها و ارزش‌های آنها، باید پایه های قانونی اون را با توجه به حقایق موجود بریزند.

تحلیل داستان:
اول از همه اینکه هر چیزی یه داستانی می خواد. ما متن باز را هم مثل خیلی چیزای دیگه مانند GPS و اینترنت و تلفن همراه یهو آوردیم وسط جایی که باید به زور بفهمونیم چی هست و به چه درد می خوره و بشون بگیم نیازی که ندارند را چطور باهاش حل کنند.  راستش من خیلی جاها حتی برای فهموندنش نمی تونم یه مشکل داخلی مطرح کنم، و بعد بگم این راه حل اون مشکله.
واقعیت اینه: وقتی copyright و patent به صورت جدی وجود نداره، چرا انتظار داریم یه عده نقطه مقابل اون را (که به خاطر به وجود آمدن اولی به وجود آمده) دنبالش باشند، درکش کنند و در عین حال شیفته اش بشند.

حالا یعنی من خط کشیدم روی دانستن این موضوع؟؟ … نه

من می خوام بگم، باید قبول کنیم که درک قوانین حقوقی کار سنگینیه ، و درک قوانین یک کشور دیگه کار سخت تر. می خوام بگم درک متن باز کار سنگینیه و درک نرم افزار آزاد سخت تر.
می خوام یگم هنوز یه عده هم کیشان خودمون :p نرم افزار آزاد را با دانش آزاد و نرم افزار مجانی یکی می دونند … پس از کسانی که شاید اصلا این موضوع را نشنیده باشند چه انتظاری باید داشت. (وای به وقتی که اصلا بهشون ربطی نداشته باشه)

و موضوع اصلی اینه وقتی یه چیزی قانونی براش نیست و فقط داره به صورت یه فلسفه صرف مطرح می شه را چرا انتظار باید داشت که همه بدونند. (مگه همه شما آنارشیسم و ایسم های دیگه را می شناسید، واقعا می شناسید یا فقط یه چیزی به عنوان قانون گریزی ازش شنیدید – این آنارشیسم چون دغدغه خود من شده اینجا آوردم، دوستان اگه کسی کتاب فارسی براش می تونه معرفی کنه ممنون می شم بگه، بهش نیاز دارم)

حالا چی کار می شه کرد؟ یکی از راه حل ها اینه که این موضوع، از لحاظ قانونی پیگیری بشه. یعنی این که به صورت قانون در بیاد تا همه بشنوند. قبلا توی اصفهان لاگ به پیشنهاد یکی از دوستان قرار بود که با دانشکده حقوق یکی از دانشگاه های اصفهان بریزیم رو هم و روی این موضوع کار کنیم. ولی مثل خیلی چیزای دیگه تبدیل به خاطره شد. ولی الان فکر می کنم اصلا شاید دیگه لازم نباشه، چون یه خبرایی از استانداری شنیدم که بحث هایی سر به قانون تبدیل کردن این موضوع در میونه. ولی خوب به نتیجه رسیدن یا نرسیدن یا به نتیجه درست رسیدنش کاملا جای شبهه داره. من مورد فعالیت های اصفهان لاگ راحت تر می تونم پیش بینی داشته باشم تا … 😉

یکی دیگه هم اینه که بری برای کسانی که باید بدونند توضیح بدی، حتی اگه زیاد مایل نیستند یا حتی فکر می کنند می دونند. چون اکثرا برداشت هاشون اشتباهه.

و اما درس اخلاقی این هفته: بچه ها با هم مهربون باشید 😀