کشیدن نقشه

یکی از مشکلاتی که جند روز پیش بهش برخوردم کشیدن نقشه شبکه بود. خوب شاید بگید مشکل کجاست این همه نرم افزار مثل kivio و dia و هزار تا چیز دیگه!؟

مشکل اینه که من اومدم با kivio و stancil های موجودش یه چیزی کشیدم. خوب نتیجه افتضاح بود. تا پروپوزالی که این نقشه رو برای اون کشیدم به مدیرم دادم اول از همه به نقشه گیر داد و حرفش هم این بود که ببین همین جاها است که می گم لینوکس کم میاره و از این حرفا . حرفش درست بود، ولی خودش هم یه راه حل پیشنهاد داد.

راه حل این بود که به جای اسنفاده از stancil از icon ها استفاده کن که رایگان هم پیدا می شه. خوب من دنبال یه سری شکل روتر و سوییج و این جور چیزا می گشتم که بیشتر مربوط به سیسکو می شه. پس تو گوگل زدم cisco icon ، چند تا نتیجه خوب گرفتم ، چند تا فایل ارائه که icon هایی که من می خواستم رو توش داشت. جستجو رو تنگ تر کردم زدم، cisco icon filetype:ppt. نتیجه عالی بود. چند تا کتابخانه از شکلک های سیسکو پیدا کردم. خوب شکلک ها را آن هایی را که می خواستم کپی کردم توی Openoffice draw و خوب نتیجه راضی کننده بود.

شکل را دوباره با icon های جدید کشیدم و پروپوزال رو تحویل دادم. البته من هنوز تو نقشه کشیدن تازه کارم و کار حرفه ایی از آب در نیومد ولی کلا خوب بود،  می شد فرستادش رفت. این تیکه آخر، مشکل کاربر بود دیگه،  نه مشکل نرم افزار :دی

اندر باب گروههای کاربری

مدتیه دارم بهش فکر می کنم تا بتونم موضوع رو درست طبقه بندی کنم شاید راه حلی بشه داد که هم بشه پیشگیری کرد هم درمون باشه. درمون صد در صد و واکسن و این چیزا که نداره اینو می دونم ولی شاید بشه قضایا رو مدیریت کرد. همین قضیه دعوا ها رو می گم آخریش اینجا بود. بعضی ها می نویسند متاسفم ،شرم آوره ، امیدوارم ما دچار نشیم. ولی واقعیت اینه که این یه حقیقت . حالا این حقیقت چیه؟

حقیقت اینه که این اتفاق همه جا ممکنه اتفاق بیفته. حتی همین اصفهان لاگ تا حالا چندین مورد از این دست درگیریها رو پشت سر گذاشته ( نکته اش همینه که پشت سر گذاشته!) . حتی قبل از تاسیسش درتلاش اول این مشکل یه دفعه پیش اومد که باعث شد حتی جلسه اول درست تشکیل نشه و در تلاش بعدی که ۶ ماه بعد به درخواست امید بود شکل گرفت. پس حرف اول من اینه که این طبیعیه ، البته خود اتفاق طبیعیه و نه حوادث و جنجال های بعدش و جنجالهای بعد مهمترین چیزیه که باید کنترل بشه. پس اگه طبیعی بگیریش حتما خودت رو آماده می کنی. آماده می کنی تا حواست باشه هدفت و همین طور ذهنیت آدما آسیب نبینه. البته عملی کردنش هم کلی داستان داره و خیلی بسته به توانایی ها و تجربه داره ولی قابله انجامه.خیلی دوست دارم در مورد دلایل این حقیقت حرف بزنم. البته دلایلی که تجربه اشون کردم. اونایی که تا حالا فهمیدمشون و تونستم باهاشون کنار بیام.

من تا حالا نظاره گر تشکیل و انحلال خیلی از گروه ها بودم و اصفهان لاگ تنها گروهی بوده که توش سهیم بودم. یه دوره ای زیاد به سازمان ملی جوانان اصفهان می رفتم. تشکیل خیلی از گروه ها رو دیدم که اکثرا فعالیتشون ( اگه فعالیتی داشتند) به چند ماه نکشید. مشکل اول کجا بود؟

حس مالکیت: این اولین چیزی بود که سرش دعوا می شد. همه از بقیه می خواند که در کارها کمکشون کنند، همراهی داشته باشند و در عین حال به حس مالکیتشون احترام بزارند ولی یادشون می ره بقیه هم به این حس نیاز دارند تا بتونند کار کنند و فعالیت داشته باشند. این موضوع در موارد حاد کلا گروه رو از هم می پاشونه و ضعیفش باعث کم کاری بقیه می شه. من خودم نتونستم این موضوع رو حل کنم ما توی لاگ اصفهان یه کم از نوع ضعیفش رو داریم و نتونستیم این حس رو عمومی به همه بدیم. ولی با یه تعدادی از اعضاء مشکلی نداریم. در مورد راه حلش داریم فکر می کنیم. من چند روز پیش در این مورد با چند تا از دوستان صحبت کردم ولی هنوز راه حل درست درمون نداریم.

حس مدیریت: یکی از مشکلاتی که همیشه هست اینه که عده ای همیشه هستند که می تونند کنترل بیشتری روی بقیه داشته باشند. این موضوع از جهات مختلفی در یه عادم شکل می گیره. چیزایی که می تونه به این حس منجر بشه می تونه اطلاعات مناسب ، اعتماد به نفس ، کوجک شمردن دیگران، حق آب وگل ، داشتن ایده و از این قبیل باشه. این حس ها ممکنه در همه به وجود بیاد. من انواع مختلفش رو تو خودم تجربه کردم و خیلی کلنجار رفتم تا جلشو بگیرم.  یک سری از این حس ها ویران کننده است و یک سری اش خوبه ولی مشکل اصلی خود این حس ها نیست . مشکل وقتی اتفاق می افته که جند نفر با این شرایط در مقابل هم قرار می گیرند که خوب هر کدوم طرف مقابل رو مانع می دونه و تصمیم می گیرند به قول معروف تاپیک رسوایی بزنند. خلاصه به این نتیجه می رسند که دیگی که برای من نجوشه می خوام سر سگ توش بجوشه 😛

خوب این کار راه حلش چیه؟ می شه از دو جنبه بهش نگاه کرد. نگاه اول از دید کسایی که دارند دعوا رو تماشا می کنند. بهترین راه حل اینه که این دو نفر را از هدف دور کنند و قضیه رو تبدیل کنند به یک قضیه شخصی بین اونا معمولا این کار جواب می ده. با این کار بعد از دعوا چون اصل کار آسیب ندیده احتمال آشتی زیاده و در عین حال موضوع به همه ربط پیدا نمی کنه و آسیبش کمتره. یادتون باشه از کسی حمایت نکنید چون ۹۰ درصد اصل قضیه مشخص نمی شه و هر کس دلایل خودش رو داره.

راه حل دیگه هم از دید کسیه که خودش درگیره. بهترین حالت اینه که شما سعی کنی درک کنی طرف مقابلت واقعا مشکلش چیه؟ این مشکل شامل اینکه اون به آدم عوضی و زبون نفهمه نمی شه ها 😀

خیلی موقع ها طرف مقابل دچار یک سری سوء تفاهم شده و اون رفتاری رو که داره بروز می ده در شما دیده و در واقع داره مقابل به مثل می کنه. بعضی موقع ها هم چون نمی دونه چی کار کنه داره این رفتار رو بروز می ده شاید بتونید کمکش کنید.بعضی موقع ها هم به نفر کارا تو دستش گرفته و نمی دونه چجوری بین بقیه تقسیم کنه و همه فکر می کنند طرف قصد شومی تو کلشه! توی این مواقع هم می تونید کارا رو خودتون ازش بگیرید و منتظر نشید اون تقسیم کنه.  این مشکل آخر در مورد من زیاد پیش می یاد . روی این هم دارم کار می کنم رو خودم. اگه از اون دسته هم هستید که به خاطر اینکه ایده ای دارید مقابل کسی قرار گرفتید، سریع تر ایدتون رو عملی کنید همه از ایده های خوب استقبال می کنند.  اگه هیچ کدوم نبود مطمئن باشید تاپیک رسوایی بهترین راه حل نیست. پیشنهاد اینه که بیشتر فکر کنید همیشه راه حل پیدا می شه.

یکم می خوام قضیه رو شخصی ترش کنم. می خوام طرف صحبتم دقیقا کسی باشه که داره اینو می خونه و نه یه نفر که جدا داریم در موردش حرف می زنیم. اینکه توی این کله آدم چیا می گذره که باعث می شه با بقیه کل بندازه یا یه نفر یا افرادی رو ناراحت کنه. همه این فکر ها آفته آفت کار گروهی. آفت گروه همه رو می پاشونه.

اولیش تحلیل میزان کاره . من بارها باهاش درگیر شدم اینکه احساس می کنی بیشتر از بقیه کار می کنی و طلبکار بقیه می شی. این رو باید جلوش رو بگیری. این موضوع همیشه هست و همیشه هم شما نیستید که بیش از بقیه کار انجام می دید. شاید افراد دیگه ای باشند و شما کار اون ها رونمی بینید. اگه واقعا کار زیادی انجام می دید برای تشویق بقیه ازش استفاده کنید و نه برای سرکوبشون . کار سختیه ولی باید تمرین کرد.

اگه مسؤولیتی بر عهده داریدحواستون باشه قرار نیست حالا دیگه کمتر کار کنید. هر مسؤولیتی کار بیشتری به همراه داره. پس اگه با قبول مسؤولیت توقع دارید کارتون کمتر بشه دارید اشتباه می کنید و احتمالا تو مسؤولیتتون به مشکل بر می خورید. این همون قضیه است که من همیشه می گم که جایگاهها توی یک گروه بر مبنای مسؤولیت تقسیم بشه و نه پست و درجه. اینجوری یه نکته جالب هم که داره اینه دعوا هم کمتر می شه. 😀

در نهایت هم حواستون باشه یه گروه هستید. حضور همه با ارزشه ، حتی اونکه هر جلسه می یاد جلوتون می شینه و فقط لبخند می زنه و غیر از گوش دادن و لبخند زدن (من به این یکی خیلی علاقه دارم، بهم روحیه می ده) کاری نمی کنه. به نظر من هر جلسه ازش تشکر کنید. 😉

خیلی چیزای دیگه هم هست که زمان نوشتن ندارم و خیلی چیزای دیگه که شاید ندیده باشم. خیلی خوشحال می شم اگه نظراتتون رو بشنوم. شاید روزی یه راهنمای گروههای کاربری ایجاد کردیم.