اندر باب گروه‌های کاربری – اینجا جای منه

بعد از چند ماه امروز یه باره احساس کردم باید بنویسم. مشکلی دارم ولی راه حل ندارم. ولی شاید بازگو کردنش مفید باشه.

الان یه مشکل بزرگ توی گروه ها هست. بعضی ها نمی دونند یک گروه مال همه نیست. مال کسایی هست که در موردی خاص نظری مشترک دارند و به خاطر اون گروه تشکیل دادند. گروه کل جامعه نیست. گروه مملکت نیست. گروه بخشی از یک جامعه است. یک جامعه می تونه کلی گروه با نظرهای مختلف و ضد و نقیض داشته باشه. مثلا یک گروه محیط زیستی لزومی نداره تا صنف لوازم اداری را راضی نگه داره و حتی ممکنه در تضاد هم باشند. درسته هر دو در یک مورد مشترک هستند، آن هم درختان و چوبی که از آنها به دست می یاد. یکی حفاظت می کنه و یکی استفاده.

این چندمین باره که یک نفر به من ایراد می گیره که چرا نمی زارید در گروه در مورد نرم افزارهای غیر آزاد سمینار بدیم. یا بیایم یه محصول را روی ویندوز ارائه بدیم. شاید شما خودتون به متن باز اعتقاد دارید بگید، خوب عجب سوالی!!! … خوب چه ربطی به هم داره. دقیقاً از نظر من هم موضوع مشخصی است ولی بعد از کلی توضیح برای دوستان جوابی که این چند وقت گرفتم اینه که «معمولا چیزی که با تعصب همراه باشه مشکل داره» 😀

چیزی که مصلم درک درستی از گروه وجود نداره. ولی این مشکل فقط از درک درست نیست. در بسیاری موراد دشواری تشکیل یک گروه و عدم توانایی در تشکیل یک گروه آدم‌ها را وادار می کنه که به جای تشکیل یک گروه جدید گروه موجود را به سمت مورد نظر خود سوق بدند یا جایگاه نظر خود در گروه باز کنند. مورد دیگه اینه که آنچه تنها شنیده ماست به نظر ما تنها راه پذیرفتنی و درست است. چون چیز دیگه ای ندیدیم با خودمون می گیم: خوب معلومه من نباید چیزی در اختیار مشتریم قرار بدم. حتی برای تبلیغ خودمون هم، این کار به نظرمون نمی رسه. کاری که خیلی از انحصاری کارها انجام می دند، از متن‌باز تنها در بخش‌هایی برای تبلیغ خودشون استفاده می کنند.