بایگانی دسته: خزعبلات

آزمون میکروتیک

یکی از تجربیات عجیب این چند وقت من آزمون MTCNA بود. مدتی پیش به پیشنهاد دوستان در یک دوره میکروتیک به قصد گرفتن مدرک شرکت کردم. بعد از ۱۰ ماه چند روز پیش آزمون را دادیم. نکته عجیب این بود که تکلیف آزمون مشخص نبود.

سوالات و نحوه آزمون MTCNA برام گنگ بود. تمام آزمون های دیگه مثل Cisco و LPI سرفصل‌ها کاملا مشخص و دارای ضریب هستند. شما می دونی اگه فلان سرفصل را مسلط نباشی امتیاز را نمی یاری. ولی این آزمون کلی شایعه داشت مثل اینکه اکثر سوالات Network+ هست. البته آزمون‌های قبلی را می دیدی همین بود. ولی این آزمونی که ما دادیم دو سوال به این شکل بیشتر نداشت، و جالب اینکه از سوالات آزمون آزمایشی خودش بود، یعنی من فقط تیک را زدم، فکر نکردم.

خلاصه که سر امتحان من کلا قاطی کرده بودم. نکته مهم اینکه کلی سوال wireless جواب دادم، که اصلا آمادگیش را نداشتم. پیداس هنوز جای کار دارند 😀

mtcna

اندر باب گروه‌های کاربری – اینجا جای منه

بعد از چند ماه امروز یه باره احساس کردم باید بنویسم. مشکلی دارم ولی راه حل ندارم. ولی شاید بازگو کردنش مفید باشه.

الان یه مشکل بزرگ توی گروه ها هست. بعضی ها نمی دونند یک گروه مال همه نیست. مال کسایی هست که در موردی خاص نظری مشترک دارند و به خاطر اون گروه تشکیل دادند. گروه کل جامعه نیست. گروه مملکت نیست. گروه بخشی از یک جامعه است. یک جامعه می تونه کلی گروه با نظرهای مختلف و ضد و نقیض داشته باشه. مثلا یک گروه محیط زیستی لزومی نداره تا صنف لوازم اداری را راضی نگه داره و حتی ممکنه در تضاد هم باشند. درسته هر دو در یک مورد مشترک هستند، آن هم درختان و چوبی که از آنها به دست می یاد. یکی حفاظت می کنه و یکی استفاده.

این چندمین باره که یک نفر به من ایراد می گیره که چرا نمی زارید در گروه در مورد نرم افزارهای غیر آزاد سمینار بدیم. یا بیایم یه محصول را روی ویندوز ارائه بدیم. شاید شما خودتون به متن باز اعتقاد دارید بگید، خوب عجب سوالی!!! … خوب چه ربطی به هم داره. دقیقاً از نظر من هم موضوع مشخصی است ولی بعد از کلی توضیح برای دوستان جوابی که این چند وقت گرفتم اینه که «معمولا چیزی که با تعصب همراه باشه مشکل داره» 😀

چیزی که مصلم درک درستی از گروه وجود نداره. ولی این مشکل فقط از درک درست نیست. در بسیاری موراد دشواری تشکیل یک گروه و عدم توانایی در تشکیل یک گروه آدم‌ها را وادار می کنه که به جای تشکیل یک گروه جدید گروه موجود را به سمت مورد نظر خود سوق بدند یا جایگاه نظر خود در گروه باز کنند. مورد دیگه اینه که آنچه تنها شنیده ماست به نظر ما تنها راه پذیرفتنی و درست است. چون چیز دیگه ای ندیدیم با خودمون می گیم: خوب معلومه من نباید چیزی در اختیار مشتریم قرار بدم. حتی برای تبلیغ خودمون هم، این کار به نظرمون نمی رسه. کاری که خیلی از انحصاری کارها انجام می دند، از متن‌باز تنها در بخش‌هایی برای تبلیغ خودشون استفاده می کنند.

 

 

استاندارد و کلمات

به یک rfc بسیار جالب برخوردم. rfc2119 این آر اف سی برداشته منظور از یکی سری لغات را مشخص کرده . کلمات MUST”, “MUST NOT”, “REQUIRED”, “SHALL”, “SHALL NOT”, “SHOULD”, “SHOULD NOT”, “RECOMMENDED”, “MAY”,  “OPTIONAL”
خوب کارشون درسته دیگه. همه چی را قبلش توافق می کنند. این کار فوق العاده است. می دونید اشتباه برداشتی از لغات را از بین می بره. من این مشکل را داشتم که وقتی با یک سری از کلمات دارم یک موضوع را توضیح می دم، معنی اون کلمات، برای شخص مقابل، اون چیزی نیست که من قصد توضیح آن را دارم. در حقیقت اون کلمات برای شخص مقابل همان معنایی که برای من دارند را ندارد.

آیا مسؤولین باید متن باز را درک کنند

دو روز پیش جادی عزیز در پادکست شماره بیست و یکم radio geek نامه دوستی را بازگو کرد که از اینکه در یک جمع کثیری از دانشجویان و مهندسین و … در مورد copyleft موضوعی مطرح شده و همه خندیدن و این یک نشان از نابلدی و ناآگاهی بوده.

چون من این موضوع (آگاهی از مفهوم متن باز) برام خیلی مهمه، برام جذاب شد که در موردش یه کوتاه بنویسم.

من وقتی شکایت های اینچنین را می بینم اول از همه یه سوال برام پیش می یاد … آیا اصلا باید می دونستند؟؟؟ جواب این سوال خیلی مهمه چون تکلیف آدم با توقعاتش مشخص می شه.

خوب می خوام از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنم. بزار ببینم داستان نرم افزار آزاد و متن باز به صورت خودمونی چه شکلی بوده.

و اما داستان:
داستان از اینجا شروع می شه که با به وجود آمدن جو ایجاد مجوزهای نرم افزاری و محدودیت های تعریف شده برای آنها، شخصی از شکل گیری ابر شرکتها و ایجاد نرم افزارهایی که انسانها را کنترل می کنند، نگران می شه و حرکتی را آغاز می کنه به نام «نرم افزار آزاد».
بعد جمع دیگری به خاطر دو پهلو بودن کلمه free در «free software» یا همان «نرم افزار آزاد»، و ایجاد شبهات بسیار در مورد «رایگان» بودن یا «آزاد» بودن ، جنبش متن باز را به موازات آن پایه گذاری کردند. در این بین در هر دوی این جنبش ها به این نتیجه رسیدن که برای خط دادن و حفظ این جنبش ها و ارزش‌های آنها، باید پایه های قانونی اون را با توجه به حقایق موجود بریزند.

تحلیل داستان:
اول از همه اینکه هر چیزی یه داستانی می خواد. ما متن باز را هم مثل خیلی چیزای دیگه مانند GPS و اینترنت و تلفن همراه یهو آوردیم وسط جایی که باید به زور بفهمونیم چی هست و به چه درد می خوره و بشون بگیم نیازی که ندارند را چطور باهاش حل کنند.  راستش من خیلی جاها حتی برای فهموندنش نمی تونم یه مشکل داخلی مطرح کنم، و بعد بگم این راه حل اون مشکله.
واقعیت اینه: وقتی copyright و patent به صورت جدی وجود نداره، چرا انتظار داریم یه عده نقطه مقابل اون را (که به خاطر به وجود آمدن اولی به وجود آمده) دنبالش باشند، درکش کنند و در عین حال شیفته اش بشند.

حالا یعنی من خط کشیدم روی دانستن این موضوع؟؟ … نه

من می خوام بگم، باید قبول کنیم که درک قوانین حقوقی کار سنگینیه ، و درک قوانین یک کشور دیگه کار سخت تر. می خوام بگم درک متن باز کار سنگینیه و درک نرم افزار آزاد سخت تر.
می خوام یگم هنوز یه عده هم کیشان خودمون :p نرم افزار آزاد را با دانش آزاد و نرم افزار مجانی یکی می دونند … پس از کسانی که شاید اصلا این موضوع را نشنیده باشند چه انتظاری باید داشت. (وای به وقتی که اصلا بهشون ربطی نداشته باشه)

و موضوع اصلی اینه وقتی یه چیزی قانونی براش نیست و فقط داره به صورت یه فلسفه صرف مطرح می شه را چرا انتظار باید داشت که همه بدونند. (مگه همه شما آنارشیسم و ایسم های دیگه را می شناسید، واقعا می شناسید یا فقط یه چیزی به عنوان قانون گریزی ازش شنیدید – این آنارشیسم چون دغدغه خود من شده اینجا آوردم، دوستان اگه کسی کتاب فارسی براش می تونه معرفی کنه ممنون می شم بگه، بهش نیاز دارم)

حالا چی کار می شه کرد؟ یکی از راه حل ها اینه که این موضوع، از لحاظ قانونی پیگیری بشه. یعنی این که به صورت قانون در بیاد تا همه بشنوند. قبلا توی اصفهان لاگ به پیشنهاد یکی از دوستان قرار بود که با دانشکده حقوق یکی از دانشگاه های اصفهان بریزیم رو هم و روی این موضوع کار کنیم. ولی مثل خیلی چیزای دیگه تبدیل به خاطره شد. ولی الان فکر می کنم اصلا شاید دیگه لازم نباشه، چون یه خبرایی از استانداری شنیدم که بحث هایی سر به قانون تبدیل کردن این موضوع در میونه. ولی خوب به نتیجه رسیدن یا نرسیدن یا به نتیجه درست رسیدنش کاملا جای شبهه داره. من مورد فعالیت های اصفهان لاگ راحت تر می تونم پیش بینی داشته باشم تا … 😉

یکی دیگه هم اینه که بری برای کسانی که باید بدونند توضیح بدی، حتی اگه زیاد مایل نیستند یا حتی فکر می کنند می دونند. چون اکثرا برداشت هاشون اشتباهه.

و اما درس اخلاقی این هفته: بچه ها با هم مهربون باشید 😀

دردسر های نصب munin

این یه راهنما نیست. اولین بار زده به مغزم می خوام دردو دل کنم. آخ این munin همیشه بدون هیچ کار اضافه ای نصب می‌شد. این دفعه یه hostname عوض کرده بودم پدر من را در آورد. مشکل هم این بود که می رفت فایل etc/hosts/ را هم می خوند … آخه چرااااا؟؟؟؟!!!

خلاصه بعد کلی کلنجار رفتم اینجا خط مربوط به hostname قدیمی را پاک کردم و درست شد. البته عیب یابی را از روی لینکی که خودش داد انجام دادم. ولی این تیکهٔ تغییر فایل hosts توش نبود برای همین یک ساعت اضافه وقت گرفت تا پیداش کنم 😀

ولی واقعا چرا من؟ چرا اینجا؟

دبیان ۱۹ ساله شد

۱۶ آگوست روز تولد دبیانه. بهتر بگم روزیه که ایان مورداک اعلام کرد که اولین نسخه دبیان آماده شده و هدف هاش را توی اعلانیه انتشار گفت. سالها پیش من این اعلانیه را ترجمه کردم و هر سال دوباره لینک می دم بهش.

اگه علاقه داشتید ترجمه فارسی این اعلانیه را بخونید اینجا را باز کنید.

تولد دبیان هم مبارک 😉

تعادل در کار – زندگی

چند روز پیش این پسره ramesh یک مقاله جالب نوشته بود در مورد سه مدل تعادل بین زندگی و کار جالب دیدم برای همین گفتم دوستان هم استفاده کنند:

مدل یک: مدل سنتی تعادل کار- زندگی
زمانی که بحث از تعادل کار- زندگی می شود، منظور بیشتر همین مدل است. در زیر تعدادی از ویژگی های این مدل آمده است:

  • مرزی مشخص بین زندگی و کار وجود دارد
  • کار را به عنوان ماهیت جدا از زندگی شخصی می دانند
  • این مدل کار معمولا از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعد ازظهر است
  • این افراد در بیرون از کار هیچ فعالیت مرتبت با شغل خود انجام نمی دهند
  • علاقه ای به صحبت در مورد کارجزییات کار خود  با افراد بیرون از کار را ندارند
  • هیچ اشتیاقی در انجام شغل خود ندارند
  • بیشتر کسانی که در این دسته هستند، از کاری که می کنند متنفر هستند. آنها از کار خود زیاد شکایت می کنند و دائم به دنبال شغل جدید با حقوق بیشتر هستند. اما زمانی که به کار جدید با پول بیشتر دست پیدا می کنند این ماجرا ادامه پیدا می کند. این داستان پایانی ندارد.
  • آنها بیشتر در کار، عصبی هستند و در بیرون از کار آرامش دارند
  • آنها عصر پنج شنبه را بسیار بیشتر از صبح شنبه دوست دارند
  • به نظر من این مدل، مدل خوبی نیست و تنها در به دست آورن پول کارایی دارد

ادامه خواندن تعادل در کار – زندگی

پرونده ACTA در دستان اتحادیه اروپا

مدتها پیش در جلسه صدو شصت و چهارم گروه کاربران لینوکس اصفهان دکتر محمود سقایی به  معرفی ACTA پرداخت. اون زمان تنها حرف از این بود که یک چنین طرحی به طور پنهانی در حال شکل گرفتن توسط ۳۹ کشور است.

الان می خوام در این مورد بگم که طرح در دستان نمایندگان شرکت ها در اتحادیه اروپا است و به زودی به رای گذاشته می شود. فکر می کنم داره کم کم دیر می شه و به زودی کشور ما و نقاط دیگر دنیا را در بر می گیره. تا قبل رسیدن این طاعون به اینور دنیا باید دست به کار شد.

فکر می کنم الان وظیفه گروه های کاربری ، دانشجوان و اساتید دانشگاه ها اینه که شروع کنند که به روشن کردن این طرح و عواقبی که خواهد داشت. با امضاء نامه مخالفت با ACTA شروع کنید. اینجا و اینجا . و برای کمک به کسانی که این حرکت (No ACTA) را شروع کرده اند به اینجا

برای آشنایی بیشتر با ACTA در زبان فارسی به صورت جلسه  «جلسه صدو شصت و چهارم» گروه کاربران لینوکس اصفهان مراجعه کنید. و منبع خبر اینجا است.