بایگانی دسته: خزعبلات

اینفوگرافیک از تاریخچه دبیان

ویکیپدیا: «اینفوگراف‌ها یا گرافیک‌های اطلاع‌رسان نمایشگران تصویری اطلاعات و داده‌ها هستند. این نگاره‌ها در جاهایی که نیاز به توضیح ساده و یا سریع داده‌ها است، استفاده می‌شوند.»

یک انسان شریف اومده یک اینفوگرافیک از تاریخچه دبیان درست کرده. من خیلی ازش خوشم اومد از این لینک نسخه کاملش را ببینید.

فیلسوف بی عمل

از همایش روز آزادی نرم افزار علاوه بر کلی حس و بازخورد خوب، که حتما در مورد دلایلش می نویسم ، یه چیز دائم داره ذهن من را آزار می ده. اونم اینه که اگه همین استالمن خودمون که دم به دقیقه عکسش را اینور و انور می زنیم و به به و چه چه در موردش می‌کنیم، پروژه گنو را شروع نمی کرد و یا اصلا برنامه نویس نبود، هیچ کدوممون کلا تحویلش می گرفتیم. یا اصلا موضوع بحثمون می شد.

من یکی که می گفتم بابا طرف از روی شکم سیری داره حرف می زنه. یا اینکه دور وایساده می گه لنگش کن. یا شایدم می گفتم، طرف حواسش به تمام جوانب چیزی که می گه نیست، از رو بی کاری یه چیزی پرونده…

حالا فکر کن قبل از پروژه گنو استالمن پا می شد می رفت توی دانشگاه ها، شرکت ها … توی همایش ها 😉 سر بد و بیراه را می کشید به همه و خطاب می کرد: شما ها همتون یه مشت آدم کثیفید … اون موقع من شتلق(بار اول از این کلمه دارم استفاده می کنم، امیداورم املاش درست باشه) می خوابوندم توی گوشش و خطاب می کردم. آقا کلاغه ببُر صدا را بزار کارمون را بکنیم.

نقد بر گروه کاربران لینوکس اصفهان

با توجه به جواب هادی امین زاده به این مقاله در بخش نظرها، اول تصمیم گرفتم که این متن را منتشر نکنم. ولی احساس کردم تو دلم می مونه 😉

در این متن من قصد توهین به آقای ادیب را ندارم ، ولی به خاطر اشاره های روشن ایشون به یکسری از مطالب مجبور هستم به همان روشنی موضوع را بیان کنم. خیلی احساس بدی نسبت به این متنی که می‌نویسم دارم، ولی برای اینکه باب نقد درست باز بشه این کار را می‌کنم .

اولین موضوع در مقدمه نقد هست در مورد حضور آقای ادیب . در مورد حضور ایشون در جلسات و تأثیرات بسزای ایشون در بخش‌های مختلف هیچ شکی نیست. کارهایی مانند نوشتن گزارش عمل‌کرد گروه کاربران لینوکس اصفهان و کمک در ساختار محتوایی مناسب برای نامه‌های اداری گروه . اما در بخش‌هایی کاملاً حضور ایشان کمرنگ بوده است که دقیقاً سرفصل های اصلی نقد ایشان را شامل می‌شود . در حقیقت ایشان در بخش‌هایی که هیچ وقت وارد نشده‌اند به نقد پرداختند. این بخش پروژه ها و یا همان همایش های خارج روند جلسات عمومی گروه است. اگر اشتباه نکنم ایشان به غیر از همایش روز آزادی نرم‌افزار ۲۰۰۸ که سمیناری با عنوان «معرفی گروه کاربران لینوکس اصفهان» داشتند و زحمت زیادی برای ساخت این ارائه کشیدند و در دردسرهای زیادی را به خاطر اینکه بار اول بود که با مجموعه openoffice کار می‌کردند داشتند، در بقیه همایش ها و رویارویی ها با بخش‌های مختلف جامعه ،متاسفانه حضور نداشتند و هیچ مسؤولیت اجرایی را متقبل نشدند و به همین علت در جریان تلاش‌های دیگر دوستان در رسیدن به همین مرحله نیستند.

ادامه خواندن نقد بر گروه کاربران لینوکس اصفهان

تغییر encoding یک فایل

امروز به یه مشکل خوردم. یه فایل با encoding WINDOWS-1256 داشتم باید تغییرش می دادم به utf8 . با دستور ساده زیر این کار انجام شد:

behrad@debian:~$ iconv -f WINDOWS-1256 -t utf8 index.htm > newindex.htm

برای اینکه اسم encoding ها را ببینید و اینکه به چه شکل به دستور بدید می تونید از دستور زیر استفاده کنید

behrad@debian:~$ iconv –list

دروغ اول آوریل دبیان و دوستان

راستش خیلی دیر شد. یادم رفت همون موقع بزارم. 🙁  ولی حیفم اومد نظارمش چون خیلی باهاش حال کردم 😀

سایت دبیان، جنتو، آرچ، grml و opensuse از ۳۱ مارچ به مدت ۳ روز تغییر کرده بود. اول جدیش گرفتم بعد متوجه شدیم که دروغ اول آوریل هست. اینم عکسش :-))

دروغ اول آوریل
دبیان و دوستان

 

 

جملات و کلمات خطرناک

یه دو هفته ای درگیر چند تا جمله بودم. جدی گرفته بودمشون. از خودم نبود بهم گفته بودند و من سعی داشتم بهشون عمل کنم. صد بار با خودم گفته بودم که هر حرفی بهت می رسه اگه به درد بخور بود اول چرخش کن ، بعد دو باره خودت شکلش بده بعد اگه خواستی بخور.

این دفعه با همون شکل اولیه پختم و خوردمش. پدرم رو درآورد. تا اومدم بفهمم مشکل کجاست یه ۱۰ روزی گذشت تازه هنوز هم نتونستم خودمو جمع جور کنم.

در جستجوی هد ست

مدتی بود دنبال یک هد ست (نمی دونم معادل فارسی هم داره یا نه) می گشتم. توی شرکت از Softphone برای خط داخلیم استفاده می کنم و بنابراین نیاز به یک هد ست داشتم که مشخصات زیر رو داشته باشه:

۱- تک گوش باشه، یا شاید هم بشه گفت یه طرفه تا کلا ارتباط صوتیم با اطراف قطع نشه

۲- میکرفن بلند و خوب داشته باشه که دایم نخوام بزور بکشمش روی دهنم

۳- سبک باشه تا دائم آویزون نشه

۴- رو گوش خوب بشینه و وقتی برای مدت طولانی روی گوش قرار می گیره پدر گوش در نیاره

۵- در ضمن یه خصوصیتی که همشون باید داشته باشند ولی معمولا ندارند رو داشته باشه. یعنی کیفیت صدا برای هر دوطرف خوب باشه

خوب بعد از کلی پرسو جو برای اینکه از کجا شروع کنم به گشتن به این نتیجه رسیدم که برم بازار طالقانی، اولین مشکل اینکه اونجا وضعیت جای پارک افتضاح بود، توی پارکینگ مجتمع رفتم جا نداشت،  برای همین ماشین رو گذاشتم یه گوشه ای و کلید ماشین رو دادم به مسؤول پارکینگ.

خوب وارد بازار شدم. خیلی شکه کننده بود یه کم ترس برت می داره وقتی وارد بازار می شی. من یه چند سالی بود اینجا نیومده بودم. شبیه بازار کامپیوتر نبود توی ویترین مغازه های اول فقط MP3 Player و از این سبک می دیدی در عین حال هیچ کدوم هم جذاب نبود بیشتر به این می خورد که خلاصه از اسم و مکان دارند سوء استفاده می کنند.

مشکل بعدی اصلا نمی تونی تصمیم بگیری از کجا شروع کنی و از چه مغازه ای سراغ چه محصولی رو بگیری. حالم داشت بهم می خورد. از چی؟ از اینکه یاد یک جمله افتادم که در مورد ادارات مصطلح شده و اونم اینکه اینجا هم کفش آهنی رو پات کنی. چون باید تک تک مغازه ها رو سر بزنی. تنوع محصولات خیلی پایین بود و تو همشون یک سری ویک سبک جنس پیدا می شد. تو کل بازار من دو مدل گوشی یه طرفه دیدم و مدل خیلی قدیمی بود و چنگی به دل نمی زد. خلاصه بعد از یک ساعت ونیم چرخ زدن به این نتیجه رسیدم که برای خرید در هیچ زمینه ای اینجا نیام. خلاصه بازار طالقانی رو بوسیدم گذاشتم کنار. فقط یه پیشنهاد می شد بهشون داد که خوب نمی دنستم به کی می تونم بدم. اونم اینکه بابا می تونید یه سیستم اطلاع رسانی بزارید دم در بشه توش گشت، به خدا مشتریاتون بیشتر می شند وقتی بتونند راحت تر دنبال نیاز هاشون بگردند.

خلاصه سوار شدم اومدم مجتمع پارک رفتم بازار ارکیده به قصد دیگری یه دفعه متوجه یه مغازه شدم. یه تک مغازه که لوازم جانبی می فروخت. درا ولین نگاه و در اولین پرسش چیزی که می خواستم رو پیدا کردم. خوب بریم سر اصل مطلب و چیزی که پیدا کردم. یه هد ست Creative مدل HE-100


Creative HE-100

خوب ویژگی هایی که می خوام رو داره; تک گوشه ،سبکه ، میکروفن بلند داره. روی گوش خیلی خوب می شینه.


Creative + Behrad
Creative + Behrad

برای تست صدا Audaciity  را باز کردم با تن صدای مختلف و با صدای بلند و آروم صدا رو ضبط کردم. نتیجه رضایت بخش بود.

یه سری مشکل هم داره قسمت گوشیش یه کم بزرگه و داخل گوش رو اذیت می کنه البته بعد از یه مدت طولانی. دوم اینکه یه کم ظریف مریفه و من نگارن عمر مفیدش هم هستم. البته قسمت های اصلی فوق العاده طراحی شده و بسیار انعطاف پذیر ه ولی سیم و نقطه ارتباطی سیم با گوشی خیلی ظریفه و احتمال خراب شدن با چند تا کشیدگی کوچک رو داره.

اما در کل راضیم ۱۰۰۰۰ تومان پول دادم ولی خیلی راضیم بهترین انتخابی بود که میشد داشته باشم. در مورد عمرشم، اگه دیدم زود خراب شد. اطلاع رسانی می کنم ، قول میدم ، به من اعتماد کنید.

درمان سوزش اثناعشر :)

اینجا یه بلاگ پزشکی نیست و قرار هم نیست باشه . ولی درمانش رو پیدا کردم خوب چه کار کنم!؟

پس از مدت زمانی عجز و لابه و دنبال مشکل توی غذا ها و نحوه غذا خوردن که یکی از ضعف های من است (خوردنی می بینم دوست و آشنا رو فراموش می کنم) بالاخره دوستی تجربه ای رو مطرح کرد. «این موضوع هیچ ربطی به غذا نداره کاملا عصبیه» این را هادی گفت. (این قسمت به لجن کشیدن نثر فارسی و باز کردن فرهنگ بیگانه در نگارش فارسی بود)‌.

خوب حالا با این جمله چیکار کنم. خوب کارم را عوض کنم، یا خانواده را، اصلا مربوط به کدام هست. من که اصلا چیزی حس نمی کنم.  از دست هیچ کدوم هم ناراضی نیستم.

خلاصه رو هوا بودم تا اولین سفر یک روزه که رفتم یه دفعه متوجه یه اتفاق فرخنده شدم. خوب شده، کاملا، دیگه هیچ سوزشی حس نمی کنم. خودشه و برای همین از آخرین سفر یک روزه میخواهم بگم که دیگه برام راه حل مسجل (نمی دونم هینجوری می نویسند یا نه) شد.

«دو تا پیشنهاد داریم دره بید که ممکنه همه گل هاش رو کنده باشند یا اگه نکنده باشند نمی زارن بریم اونجا و یک آبشار که تو Google Earth پیدا کردم نزدیکتر هم هست» این ها رو محمد جواد گفت. این جمع تکنولوژی زده به Google Earth و آدرس به دست آمده از آن اعتماد کردند و راهی جاده شدند. این رو هم ذکر کنم قرار بود آنجا جلسه سرپرستان اصفهان لاگ هم تشکیل بشه که الان از ۵ نفر سه نفرشون موجودند. اسم آبشار شاهلولاک بود توی شهر چرمهین (خواهشا با کسر چ بخونید، برای من مسؤولیت داره). دیگه حال ندارم بیشتر توصیف کنم، عکس ها رو ببینید.

شاهلولاک
آبشار شاهلولاک

از راست : من، میثم خضرلو ، محمد قیومی، محمد جواد صابری

جلسه سرپرستان اصفهان لاگ
جلسه سرپرستان اصفهان لاگ

اینم روش جدید برگزاری جلسات سرپرستان تودل طبیعت. غایب زیاد داشتیم برای همین نیاز به هماهنگی زیادی نداشت 😛

راستی اینکه سمت چپ توی عکس هادی امین زاده است.

ریفیق
ریفیق

این یکی رو ترجیح می دم بدون شرح باشه. خدای نکرده به سلامت جنسی من کسی شک نکنه :))

چی شده؟!!  بهراد با محبت شده، شعور پیدا کرده ، یا روحیش لطیف  شده؟! نههههه ….. درمان سوزش اثناعشر پیدا کردم. درمانش سفره . هر وقت سوخت نشونه اینه که دارید خودتون رو اذیت می کنید، یه سفر برید.