بایگانی برچسب: s

ذهن تحلیل گر آشفته و رویای صادقه

تقریبا همه ما ذهن تحلیل گر داریم، یعنی سعی می کنیم یک موضوع و حادثه را در حال و آینده، با علایم و نشانه های محدودی که در اختیار داریم به صورت کامل در ذهنمون بازسازی کنیم و نتایج را به صورت تشخیص و یا پیش بینیمون از آینده برای اطرافیان بازگو می کنیم. ما هر روز این کار و انجام می دیم و خیلی هامون زمانها و یا حوزه هایی که تحلیل هامون اشتباه می شه را فراموش می کنیم، مثل کلی خواب که هیچ وقت تهبیر نمی شه و ما فقط نادیده می گیریم یا می گیم سر دلم سنگین بود.

واقعیت اینه که این تمرین ها هدر نمی ره و خیلی هامون در زمینه های تخصصیمون و یا زمینه هایی که مطالعه و تجربه داریم و به خاطر همین داده های بیشتر و به درد بخور تری که داریم، توانایی این را پیدا می کنیم که پیش بینی های بسیار نزدیک و یا حتی کاملا درستی بکنیم.

برای نمونه زمانی که من در دوره دانشجویی در تلاش برای پیدا کردن، کار مورد علاقه ام بودم، بعد از یه سری مشورت و یک کارآموزی کوتاه متوجه شدم باید حدود سه سال زمان مطالعه بزارم و به این اطمینان رسیدم که بعد از سه سال مطالعه حتما یک کار خوب پیدا می کنم و این را به خانواده گفتم و ازشون خواستم این مدت را با من صبوری کنند. در حین مدت زمانها را یادداشت می کردم تا نتیجه پیش بینیم را متوجه بشم. اتفاق جالب این بود که دقیقا پنج روز بعد از فارغ التحصیلی و دو سال و نه ماه بعد زمانی که تصمیم به مطالعه گرفتم، مشغول به کار شدم. یک پیش بینی خیلی نزدیک.

ادامه خواندن ذهن تحلیل گر آشفته و رویای صادقه

چالشهای مباحثه

قبل از این متن لطفا مطلب «اصل صحبت با انسان بالغ» را بخونید.

یکی از چالشهایی که در هنگام بحث پیش میاد، اینه که شروع می‌کنیم، به جای مطلب خود شخص طرف بحث را خطاب قرار می‌دیم و بهش برچسب می زنیم. یه برچسبی مثل «بی فکر» می تونه طرف مقابل را وارد فاز دفاعی کنه و دیگه مباحثه پیش نره.

حالا مشکل من خود این موضوع نیست. من با دونستن همین موضوع دفعات زیادی مرتکب این موضوع شدم و بحث به جای خوبی نرفت. دایم از خودم می پرسیدم با اینکه این موضوع را می دونم و می خوام اجرا کنم، نمی دونم چرا افسار کار از دستم خارج می شه .

متوجه چند تا موضوع اولیه شدم که من را از بحث منحرف کرد و کاری را کردم که نمی خواستم. ۱- طرف مقابلت خواسته یا ناخواسته اصلا قصد بحث نداره و نمی خواد چیزی را بشنوه و دایم خواسته اش را فریاد می زنه.
راه حل: خوب با چنین کسی اصلا جای مباحثه ای نیست. چون یه مباحثه دو طرف داره و طرف دوم شما اصلا قصد نداره مباحه کنه. باید دقت داشته باشید که ممکنه طرف مقابل این صحبت را بکنه که قصد صحبت داره ، ولی شما باید با قدرت موضوع را بپیچونی. 😉
۲- استفاده از موضوعات احساسی، توهمی به عنوان دلیل. این هم یکی از اون موضوعات که تو مباحثه نمی‌گنجه.  مثل «من دلم می‌گه این درسته» !!!!!!
به این موضوعات آگاه باشید و اولین مورد که دیدید دوری کنید، سر کار می رید… بد D:

اصل «صحبت با انسان بالغ»

مدتهاست دلم می خواد علاوه بر فنی، بیشتر در مورد طرز فکرم و چیزایی که توش می گذره بنویسم. برای این کار چندین دلیل دارم. یکی اینکه نوشتن باعث می شه اون فکر جابیافته. خوب یعنی چی جا بیافته؟ یعنی اینکه برای اولین بار از بیرون ذهن خودت بهش نگاه می‌کنی. این موضوع پایبند بودن به نتیجه ای که در فکرت بهش رسیدی را ساده تر می‌کنه. چون شما خیلی مواقع موضوعی را برای خودت تحیلیل می‌کنی، مشکلی را در ذهنت بر طرف می‌کنی. ولی در صورت برخورد مجدد با مشکل، مجددا همان اشتباه قبلی را انجام می‌دی. چون موضوع برات جا نیافتاده، هنوز نپذیرفتیش. حتی خیلی موقع‌ها، در موضوعی خودت را صاحب نظر نمی‌دونی و به نتیجه ات شک می کنی. در حدی که حتی آزمایشش نمی‌کنی. نوشتن فکر خیلی به جا افتادن اون موضوع برای خود آدم کمک می‌کنه و در جایی باعث پخته تر شدن اون هم می شه.

ادامه خواندن اصل «صحبت با انسان بالغ»